4 - به دست آوردن آداب .
5 - پيدا كردن دوست بزرگوار « 1 » .
آنان كه از سفر دورى مىجويند ، درِ بسيارى از منافع را به روى خود مىبندند و اينان افرادى بدبخت و تهيدستند .
اما منافع سفر معنوى با سفر مادى قابل قياس نيست كه سفر معنوى حركت از عقل و قلب و روح به وسيلهء حرارت ايمان و عشق به سوى حضرت رب الارباب است كه با رسيدن به مقام وصل ، رسيدن به همه چيز است ؛ چرا كه حضرت دوست مستجمع جميع صفات كماليه است و هر كس در سير سفر معنوى به حضرت او برسد به همه چيز رسيده و در ميان طرق سفر هيچ طريقى نزديكتر و پرسودتر و رسانندهتر به مقام وصل و مرتبهء قرب از نماز نيست .
مرحوم شيخ عبدالحسين تهرانى در « اسرار الصلاة » چه نيكو فرموده :
در نزد ارباب خرد مقرر است كه ترقى و كمال هر شىء به سفر است ، چنانچه شيخ الرئيس فرموده كه كمال محدثات در غربت است ، از جهت اينكه جميع محدثات در بلدهء اصليه و مسكن اولى كه عالم عدم است معدوم بودند و معلوم است كه انسان مادامى كه در آن عالم است در حضيض نقصان و مركز حرمان است ؛ پس چون از مقر عدم به سوى غربت عالم وجود مسافرت نمود از براى او انواع كمالات و اقسام كرامات حاصل شد و اين دليل آن است كه كمال حاصل نشود مگر به غربت و همچنين بعد از دخول در وجود ، همه تراب محض بودند چنانچه حضرت خداوندى فرموده :
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل : 8 / 115 ، باب 2 ، به نقل از ديوان امام على عليه السلام .