اگر قلب با كمك فكر در نماز حاضر نباشد و دل كه روى حقيقى انسان است به سوى قبلهء محبوب نباشد ، آن نماز را مىتوان نماز گفت ؟ در صورتى كه قلب در نماز با محبوب عالم سخن نگويد و از عشق او نجوشد و در اتصال با ملكوت عالم نباشد ، آن نماز ، جسمى است بىروح و چراغى است بىنور و الفاظى است بىمعنا .
تكرار
[ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ ]
« 1 » در آيات قرآن مجيد ، متوجه اين معناى با عظمت است كه در هيچ عبادتى غافل از اسرارش مباش و در هيچ طاعتى نسبت به محبوب حقيقى عالم بىتوجه مباش .
غفلت در حال عبادت گناهى بزرگ است و علامت غيبت مكلّف ازحضور دوست .
نماز از احكام دين خداست و كسى كه خشنودى حضرت حق را مىطلبد ، بايد در نماز جستجو كند ؛ نماز راهى است كه همهء انبيا ره سپر آن بودند و عشق ملائكهء الهى متوجه نمازگزار است .
نماز ، هدايت و ايمان است و چراغ معرفت فرا راه انسان ؛ نماز ، باعث بركت در رزق و راحت بدن و علت ناراحتى و رنج شيطان رجيم و اسلحهاى عليه كفر كافران است .
نماز ، اجابت دعا ، قبولى اعمال و زاد و توشهء مؤمن در دنيا و آخرت اوست ؛ نماز ، شفيع بين نمازگزار و ملك الموت و انيس و رفيق در قبر و فرش زير پهلو و جواب منكر و نكير و تاج سر مكلّف به روز قيامت است .
نماز ، نور چهره در محشر و لباس بدن و حجاب بين انسان و آتش جهنم و حجت
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 205 .