نفس كليهء الهيّه
پس از مقام نفس ناطقهء قدسيّه ، مرتبهء نفس كليهء الهيّه است ، و اين نفس جوهر لاهوتى و حقيقت ظليّهء الهيّه است و چنان كه نفس نباتى و حيوانى منطوى است در نفس ناطقهء قدسيّه كه بعد از آنها در قوس صعود است ، همينگونه نفس كليهء الهيّه هم بعد از ناطقهء قدسيّه و اشرف و اكمل از آن است و نفس قدسى منطوى در اوست و خواص و كمالات او را داراست .
اما معنى كليهء الهيّه : روحى است كه از حدود ماده و مدت و حد و نهايت مكان و زمان بزرگ تر است ، يعنى : از سرحد مكان و زمان بيرون است بلكه از ماده به معنى اعم كه مهيت امكانى است نيز قدم فراتر نهاده و به قاعدهء اشراق : « النَّفْسُ وَما فَوْقَها إِنِّيّاتٌ صِرْفَةٌ » . گويى وجود صرف و هستى بىحد و نهايت گرديده است و لازمهء اين مقام شهود حضرت احديت است كه كل وجود و وجود كل است در كليه موجودات كه در هرچه نظر كردم سيماى تو مىبينم . « ما رَأَيْتُ شَيْئاً إلّارَأَيْتُ اللّهَ فيهِ » .
آن روحى است كه عرض و طول زمين و آسمان را كه حدود مادهء جسمانى است زير شهپر عظمت خود فراگرفته ، روحى است كه ازل و ابد ، گذشته و آينده را كه حدود زمان است در هم پيچيده و در فضاى بىانتهاى عالم سرمد و جهان بىپايان نامقيد پر و بال قدرت گشوده ، روحى است كه دو عالم مادى و مجرد ، عالم دنيا و آخرت ، عالم جسم و جان را به يك بار از محوطهء خاطر بيرون كرده است .
روحى است كه از علو مقام و بلندى همت پشت پا به كون و مكان زده تا در آن روان كلى برتر از قيود جزئى ماده ، جز عشق نيايد و غير شهود حسن مطلق هيچ در وى نگنجد .