تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
مرد بينوا او را نشناخت و ندانست كه براى چه از جاى برخاسته ، ولى ياران همگى او را مىشناختند و به خوبى از سوابق درخشانش آگاه بودند . آن‌ها مىدانستند كه در ميان خودشان ، كسى به اندازهء او در راه حق رنج نبرده و استقامت به خرج نداده است . هنوز آثار شكنجه‌هايى كه دست تبهكاران بر او وارد كرده در پيكرش باقى است ، بدن او از بىرحمى بشر داستان ها دارد . آن‌ها مىدانستند كه خاندان اين مرد از نخستين كسانى هستند كه به اسلام گرويده‌اند وقتى كه اسلام ناتوان بود و همه از آن روى گردان بودند . در آن موقع كسى كه اسلام مىآورد در خطر قرار مىگرفت ، نخستين مردمى كه اسلام را پذيرفتند ، ناتوانان و ستم كشان بودند ، قدرتمندان قريش آنچه نيرو داشتند در شكنجه و آزار آنان به كار مىبردند ! ! اصحاب پيغمبر مىدانستند كه اين خانواده ، چه رنج‌ها ديده و چه شكنجه‌ها چشيده‌اند و چه قربانى ها داده‌اند . پدر و مادر عمار نخستين مرد و زنى بودند كه در راه خدا شهيد شدند ، ابوجهل اين خانواده ضعيف و بينوا را در آفتاب سوزان حجاز ، لخت و عريان به روى سنگريزه‌هايى كه از حرارت آفتاب گداخته شده بود مىخوابانيد و بر سينه‌هاى آن‌ها سنگ‌هاى بسيار بزرگى مىنهاد ، تا از ايمان به خدا و رسول دست بردارند ! ! گاه بر پيكر برهنهء آن‌ها آنقدر تازيانه مىنواخت كه گوشت بدنشان به اين سو و آن سو مىپريد . وقتى آتش خشمش شعله‌ور گرديد ، زوبينى به دست گرفت و در پيش مادر عمار فرود كرد و آن زن با ايمان را شهيد ساخت ! ! آن گاه ياسر پدر عمار را به شهادت رساند و عبداللّه برادر عمار را از بام خانه بر زمين پرتاب كرد ، پيكر جوان