آنهاست ، تا با توجه به خاك وجود به مقام شكستن بت خودى و ذلت تامى كه خصيصهء وجود او است برسد و به مقام فقر و انكسار كه دو علت مهم براى ورود به حضرت عزت است دست يابد آن مقامى كه از آن تعبير به جنت ذات شده كه حضرت حق فرموده : أَنَا عِنْدَ الْمُنْكَسِرَةِ قُلُوبُهُمْ لأجلى « 1 » .
در هر صورت تيمم به اين شكل به هنگام فقدان آب حقيقى بر سالك واجب است تا زمانى كه به آب حقيقى برسد و با آن طهارت برقرار كند .
و ترتيب اين تيمم چنين است كه سر و حقيقتش را از آلودگى هر تعلقى و پليدى هر محبوبى جز حق پاك كند و ظاهرش را به اعمال شرعى و قوانين نبوى بيارايد ، سپس طرف راست واقعى وجودش يعنى قلب را از علقه به آخرت و نعيم آن و حور و قصورش ببرد ، سپس طرف چپ حقيقى وجودش يعنى نفس را از تعلق به دنيا و مال و جاهش و تعريف و تمجيد مردم جدا سازد كه طهارت قلب و نفس جز به اينگونه ميسر نيست ؛ چون به اين نحو تيمم كرد به صف آزادگان مىپيوندد و عبادتش در حدى قيمت پيدا مىكند ! ! اين است تيمم بر مسلك اهل طريقت .
اما تيمم اهل حقيقت : تيمم نزد ايشان عبارت از فناى محض از تمام عالم ظاهر است ؛ زيرا اين فنا است كه آنان را از انيت و غيريت كه لازمهء تعلق به دنيا و مافيها است پاك مىنمايد .
به عبارت ديگر عالم ظاهر كه همه جا از آن تعبير به ملك شده به منزلهء خاك است و عالم باطن كه از آن تعبير به ملكوت شده به منزلهء آب است .
حق تعالى از عالم ملك تعبير به ارض و از ملكوت تعبير به سماء فرموده و ارض است كه با خاك تناسب دارد براى سنگينى و كثافتش ، بلكه زمين در حقيقت همان
هامش
( 1 ) - من نزد آنانم كه دلشان براى خاطر من شكست ، منية المريد : 123 ، فصل فى فضل العلم ؛ بحار الأنوار : 70 / 157 ، باب 125 .