خاك است و سماء تناسب با آب دارد براى لطافت و سبك بودنش و بلكه آب در حقيقت همان سماء است و اهل حقيقت از ملك به تمام معنى گذشته و در ملكوت آن چنان غرقند كه از آن هم انصراف داشته ، جز محبوب چيزى توجه آنها را معطوف نمىدارد .
اينان وقتى با فناى روحانيات باطن كه مانند نيت است در طهارت و مانند استعمال آب در پاكى از طهارت باطن فارغ شدند ، با فناى جسمانيات كه مانند فعل است در طهارت و مانند خاك است در تيمم شروع به طهارت مىكنند و اين همان است كه در زبان اهل اللّه تعبير به فناء الفنا شده ؛ در حقيقت تيمم اهل حقيقت فناى از جان و جسم است ، فناى از جان به منزلهء نيت و استعمال آب در طهارت و فناى از جسم به منزلهء عمل در طهارت براى ايشان است .
و فرق بين اهل طريقت و اهل حقيقت در اين زمينه اين است كه اهل طريقت در دو طهارت جسم و جان ، خود را از اخلاق ذميمه و ملكات پست نجات داده به اخلاق حميده و ملكات حسنه مىآرايند و اهل حقيقت در طهارت جسم و جان از انانيت و بقاء و بودن كه به دوئيت و غيريت مىرسد خود را پاك مىكنند .
در هر صورت طهارت مائيه و طهارت ترابيه كه از آنها تعبير به افناء عالم ملكوت و افناء عالم ملك مىكنند و تكاندن دو دست كه اشاره به جدا شدن از دو عالم و اتصال صرف به مولا است ، كيفيت تيمم اهل حقيقت است .
و ترتيب اين طهارت چنين است : زدن دو دست كه عبارت از عقل و نفس است به خاك عالم ظاهر و عالم باطن و نفى هر دو از نظر به تمامه ، سپس تكاندن دو دست يعنى عقل و نفس از ديدن اين نفى و فنا ، آن گاه با عقل و نفس مسح وجه حقيقى كه عبارت است از سر و روح ، تا جايى كه بفهمد از محبت دو عالم برايش چيزى باقى نمانده سپس مسح عقل با باطن نفس و مسح نفس با باطن عقل تا
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢١٧