به علم است و معناى آيه معناى مطابقى است و ذكر عرش به خصوص در آيهء شريفه به خاطر اين است كه اعظم اجسام و اقرب اشيا به مقامات بالاى مجرّده است .
وقتى اعظم اشيا مخصوص به شيئى از اوصاف مشترك بين كل شد ، به ناچار احقر اشيا هم از اين وصف برخوردار است .
در گفتار حضرت حق :
[ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ]
« 1 » .
[ خداى ] رحمان بر تخت فرمانروايى و تدبير امور آفرينش چيره و مسلّط است .
نيز همين معانى را بايد گفت ؛ زيرا « استوى » به معناى استيلا است و ذكر خصوص عرش براى اين است كه اعظم اشيا و اعظم اجسام است و استيلا بر اعظم اشيا مستلزم استيلا بر احقر اشيا است به طريق اولى و در اينجا مباحثى از معقول وجود دارد كه جايش نيست ، اين مسئلهء آب حقيقى .
اما مسئلهء خاك حقيقى كه به حكم عقل در ازاى آب حقيقى است و خاك حقيقى عبارت از علوم ظاهرى است كه به منزلهء خاك صورى در برابر آب صورى است و به منزلهء پوست در برابر مغز است .
هم چنان كه مراد از آب حقيقى علوم روحانى و معارف قدسى است ، مراد از خاك حقيقى علوم حسى كسبى و معارف فكرى حدسى است .
همه جا خاك به معناى خاك صورى نيست ، آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمايد : مثل عيسى مثل آدم است ، از خاك آفريده شده ، آيا تمام هستى عيسى
هامش
( 1 ) - طه ( 20 ) : 5 .