تحت عنوان حيات حقيقى اسم مىبرند .
هم چنان كه آب ها از نظر شيرينى و تلخى با هم متفاوتاند ، علوم هم از نظر شرافت و خست با هم تفاوت دارند ، همهء علوم با هم يكى نيستند ، معارف الهيّه كجا و علوم ظاهرى و رسمى كجا ، به همين خاطر عقل و نقل از معارف الهيّه تعبير به حيات حقيقى مىكنند .
و هيچ موجودى در اين عالم به حسب استعداد و استحقاق و قابليت از اين علم كه در حقيقت حيات اوست خالى نيست و نمىتواند خالى باشد ، چون در صورت خلو ، عدم خواهد بود ، موجوديت موجود در هر شأنى كه از وجود قرار دارد بسته به اين علم است و حيات هر ذى حياتى در گرو اين علم است چنانچه در آيهء شريفهء :
[ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ]
« 1 » .
و هيچ چيزى نيست مگر اينكه همراه با ستايش ، تسبيح او مىگويد ، ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد .
توضيح دادم و گفتم براى شىء تسبيحى نيست مگر بعد از معرفت و اقرار به وجود مقدس حضرت مولا و اين معرفت و اقرار قابل صدور نيست مگر از موجودى كه زنده باشد به حيات صورى يا حيات معنوى پس صحيح است كه بگويم : براى هر شيئى در وجود سه چيز است : علم ، معرفت ، حيات .
و گفتار حضرت پروردگار در آيهء شريفهء :
[ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها ]
« 2 » .
هامش
( 1 ) - اسراء ( 17 ) : 44 .
( 2 ) - رعد ( 13 ) : 17 .