تصادف كردهايد و رانندهاى كه به شما زده دستگير شده و اينجاست ، مىگويد :
كاغذ و قلمى به من بدهيد ، يك رضايتنامهء كامل مىنويسد و دستور مىدهد راننده را آزاد كنيد ؛ زيرا من چند لحظهء قبل در حرم حضرت رضا از خداوند عزيز طلب مقام رضا كردم و اين مصيبت ، برق اوّل اين مقام جهت امتحان استعداد و ادعاى من است ، اگر در همين مرحلهء اوّل زبان و دل به گله و شكايت باز كنم از بهدست آوردن اين عنايت محروم خواهم شد ! !
در هر صورت ، عبد شاكر كسى است كه در هر مقامى كه هست در كمال عشق و شور از وجود مقدس دوست ، راضى باشد .
سالى براى زيارت عارف كامل ، حضرت آيت اللّه حاج آقا رحيم ارباب كه از حسنات روزگار بود ، به اصفهان رفتم . من زمانى خدمت اين مرد بزرگ رسيدم كه نزديك به هفت سال بود چشمش را بر اثر كهولت سن از دست داده بود ، مردى در همان وقت به محضر ايشان مشرّف شد و گفت : فلان آشنا از حال شما و چشم شما جويا شد ، فرمود : حالم بسيار عالى است و چشمم مربوط به او نيست ، محبوب من علاقه داشت هشتاد سال ببينم و اكنون مصلحت ديده بدون بينايى باشم و من صد در صد به مصلحت محبوبم راضى هستم ! !
امام سجّاد عليه السلام سراسر عمر پنجاه و هفت سالهاش به سختترين مصيبتها و رنجها گذشت ، رنجهايى كه به فرمودهء حضرت زهرا عليها السلام اگر به روز روشن مىزدند تبديل به شب تاريك مىشد ؛ اما در ميان اين موج سنگين حوادث و بلاها از حضرت حق دو برنامه مىخواست : طول عمر براى عبادت و زبان و دل بيدار براى شكرگزارى ! !
شما اى عزيزان ! در تمام لحظات در محضر مقدّس خداييد ، سعى كنيد فقط متوجه و بيدار او باشيد ، وقتى همه چيز را تابع عشق و علاقه به او قرار داديد و غير
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 407
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٠٧