تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
در غم هجر تو اى كوكب رخشندهء جان * گذرد سال و مه و هفته و روز و شب من تا به دامان وصالت برسد دست دلم * هر شب از بام فلك درگذرد يا رب من ذكر تو نور شب و ياد توام مونس روز * عاشقم عشق تو باشد به جهان مذهب من وارهان از غم هجرم كه به جان تو قسم * جان رسيدست زبار غم تو بر لب من رندى و باده پرستى و سراپا مستى * در ره عشق تو اى دوست شده مشرب من وعدهء وصل توام جان دگر داد به من * رهروم سوى تو و عشق بود مركب من از غم هجر تو مسكين شده در سوز و گداز * رحمى آخر تو نما بر من و تاب و تب من
بياييد براى كسب حقايق و آراسته شدن به فضايل ، دست به دامان انبيا و امامان عليهم السلام و اوليا بزنيم ، باشد كه نور معرفت ، قلب و جان ما را روشن كند و ما از اين لجن زار متعفّن ماديّت و خودخواهى و خودپرستى نجات پيدا كرده ، در صف بندگان شايسته دوست قرار بگيريم و از مقامات عالى الهى هم چون ذكر و شكر و رضا بهره‌مند گشته ، به خير دنيا و آخرت برسيم ، دنيا جز تكرار خوردن و پوشيدن و خوابيدن چيزى نيست ، اين سرمايهء گرانبهاى عمر و هستى را كه با تمام جهان نمىتوان عوض كرد صرف تكرار مكرّرات نكنيد ، به عاقبت خويش بينديشيد و از جريمه‌هاى سنگينى كه براى مجرمان آماده شده بترسيد . به قول باباى شوريده حال ، بابا طاهر همدانى :