نبايد چشم و گوش بسته زندگى كرد ، ما از اداى شكر يك نعمت او عاجزيم ، چه رسد به اين همه نعمت كه در آن غرقيم ، مانند نعمت سلامتى ، شنوايى ، بينايى ، چشايى ، گردش خون ، ضربان صحيح قلب ، دست و پا و عقل سالم ؛ انسان نبايد براى نبود يك لقمه نان كه گاهى براىامتحان و رشد انسان از آدمى منع مىشود زبان به شكايت باز كند ، اگر هم شكايتى داريد ، شكوه و گله را به پيشگاه با عظمت خود او ببريد ، نه اين كه از حضرت او نزد ديگران گله كنيد .
سعى كنيد به حقيقت از جناب دوست راضى باشيد ، رضايت شما صرف ادّعا نباشد ، او شما را در اين ادّعا امتحان خواهد كرد ، مواظب باشيد در امتحان شكست نخوريد ، مصائب و بلاها گاهى عطاى اويند ، مانند مصائب و بلاهايى كه در مقام امتحان و ابتلاء ، انبيا و اوليا كشيدند ، آن بزرگواران كه آن همه مصيبت و بلا ديدند ، به خاطر دين و به حركت آمدن فرهنگ الهى و رشد و كمال خودشان بود ، آنان در عين آن همه مصائب و در شدّت ابتلا و سختى به حضرت دوست فقط يك كلمه گفتند : و آن اين بود : إِلهى رِضاً بِقَضائِكَ .
عبد شاكر ، راضى به فعل حق
يكى از شاگردان با معرفت عارف ربانى ، الهى قمشهاى نقل كرد : آن جناب سفرى به آستانه بوسى عبد راضى حضرت رضا عليه السلام به مشهد مشرّف شد .
شبى در حرم حضرت رضا عرضه مىدارد : يابن رسول اللّه ! شما داراى مقام رضاى كامل هستيد ، از حضرت حق بخواهيد ذرّهاى از اين مقام به اين فقير عنايت كند .
وقتى از حرم خارج مىشود ، ماشينى در خيابان به او مىزند ، وقتى چشم باز مىكند خود را روى تخت بيمارستان مىبيند ، سؤال مىكند : چه شده ؟ مىگويند :