حضرت حقند نه مورد محبّت و عنايت ! !
تنگدستى و وسعت نسبت به عبد مورد توجه حق ، مقام با عظمت و پرارزش امتحان است ، به دادهء حق در مرحلهء تنگدستى راضى باش تا ايمان و عمل صالحت حفظ شود و در وسعت هم به نعمت حق راضى باش و از نعمت در راه دوست استفاده كن تا ايمان و كردار شايستهات از خطر مصون بماند .
در هر دو صورت خود را سرباز الهى حساب كن ، تنگدستى و وسعت را سنگر بدان و در هر دو موقعيّت ، گوش به فرمان مولا باش ؛ در تنگدستى صبر پيشه كن و براى جبران سختى به گناه آلوده نشو ، در وسعت به انفاق و صدقه و حل مشكل مردم بكوش و ثروت را در راه اميال و غرائز و شهوات شيطانى مصرف نكن ، فقط به عنايت او راضى باش و بس ؛ اين فقير در اين زمينه سرودهام :
شراب عشق او در كام كردم * خود و جان و دلم بىنام كردم
گرفتم جا در آغوش خوش يار * سراپا خويش را گمنام كردم
من از خم خانهء عشق و ولايش * چه شيرين جرعهها در جام كردم
دل و حشىتر از وحش بيابان * به عشق حضرتش در دام كردم
پيام وصل او را چون شنيدم * دل گريان خود آرام كردم
زدم بر سينهء نامحرمان دست * جدايى من زخاص و عام كردم
زغير او بريدم دل به عالم * همين يك كار را اتمام كردم
چو مسكين در ره عشقش فتادم * پس آن گه ترك كام و نام كردم
راستى بدترين انسان ، آن كسى است كه از حضرت حق ناراضى باشد و از جناب مقدّس او گله و شكايت داشته باشد .
انسان نبايد براى كم شدن يا سخت شدن امور مادّى بنالد ، اين نالهء به طور حتم نالهء شيطانى است .