تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
رودها از خود نه طغيان مىكنند * آنچه مىگوييم ما آن مىكنند ما به دريا حكم طوفان مىدهيم * ما به سيل و موج فرمان مىدهيم نسبت نسيان به ذات حق مده * بار كفرست اين بدوش خود منه به كه برگردى به ما بسپاريش * كى تو از ما دوست‌تر مىداريش نقش هستى نقشى از ايوان ماست * خاك و باد و آب سرگردان ماست
قطره‌اى كز جويبارى مىرود * از پى انجام كارى مىرود ما بسى گم گشته باز آورده‌ايم * ما بسى بىتوشه را پرورده‌ايم ميهمان ماست هركس بىنواست * آشنا با ماست چون بىآشناست ما بخوانيم ار چه ما را رد كند * عيب پوشىها كنيم ار بد كنند سوزن ما دوخت هرجا هرچه دوخت * زآتش ماسوخت هر شمعى كه سوخت
* * *
كشتيئى زآسيب موجى هولناك * رفت وقتى سوى غرقاب هلاك تندبادى كرد سيرش را تباه * روزگار اهل كشتى شد سياه طاقتى در لنگر و سكان نماند * قوتى در دست كشتيبان نماند ناخدايان را كياست اندكى است * ناخداى كشتى امكان يكى است بندها را تار و پود از هم گسيخت * موج از هرجا كه راهى يافت ريخت هرچه بود از مال و مردم آب برد * زان گروه رفته طفلى ماند خرد طفل مسكين چون كبوتر پر گرفت * بحر را چون دامن مادر گرفت موجش اوّل وهله چون طومار كرد * تندباد انديشهء پيكار كرد
* * *
بحر را گفتم دگر طوفان مكن * اين بناى شوق را ويران مكن در ميان مستمندان فرق نيست * اين غريق خرد بهر غرق نيست