تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
وارهانديم آن غريق بىنوا * تا رهيد از مرگ شد صيد هوى آخر آن نور تجلى دود شد * آن يتيم بىگنه نمرود شد رزم جويى كرد با من چون كسى * خواست يارى از عقاب و كركسى كردمش با مهربانىها بزرگ * شد بزرگ و تيره‌دل‌تر شد ز گرگ
برق عجب آتش بسى افروخته * وز شرارى خانمان‌ها سوخته خواست تا لاف خداوندى زند * برج و باروى خدا را بشكند رأى بد زد گشت پست و تيره راى * سركشى كرد و فكنديمش ز پاى پشه‌اى را حكم فرمودم كه خيز * خاكش اندر ديدهء خودبين بريز تا نماند باد عجبش در دماغ * تيرگى را نام نگذارد چراغ
* * *
ما كه دشمن را چنين مىپروريم * دوستان را از نظر چون مىبريم آن‌كه با نمرود اين احسان كند * ظلم كى با موسى عمران كند اين سخن پروين نه از روى هواست * هركجا نورى است ز انوارخداست « 1 »
هامش
( 1 ) - پروين اعتصامى .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 230 | شيخ حسين انصاريان