بر دست شاه پرورش و زقه « 1 » يافته * تا وقت صيد نيز به جز شاه نشكرند
از تنگناى هفت و شش و پنج و چار و سه * پرواز چون كنند ز دو كون بگذرند
زان ميل هشت دانه جنّت نمىكنند * كز مرغزار عالم وحدت همى چرند
چون گلشن بهشت نيايد به چشمشان * كى سر به زير گلخن دنيا درآورند
بند طلسم بيضهء انسانيّت ، بىتصرّف مرغان انبيا و اوليا كس به عقل نتواند گشود و به سرّ گنجِ مرغ ولايت نتواند رسيد تا تسليم تصرّفات مرغان كامل اين راه نشود .
بياييد حق را بشناسيد و به حق تسليم شويد ، پيش از آنكه اعتقادى فاسد ، استعداد زردهء دل را به فساد آورد و با ضربهء ملك الموت ، پوست بيضهء انسانى شكسته شود كه مرگ واقعاً عبارت از آن است كه انسان بميرد و چيزى با خود به عالم بعد نبرد .
بياييم تسليم خدا شويم ، بياييم دربارهء خود و عاقبت خود و نسبت به عالم ديگر كه ما را چارهاى از آن نيست فكر كنيم ، قرآن بخوانيد و هدف شما در درجهء اوّل از خواندن قرآن ، اين باشد كه مولاى خود و خالق خود را بشناسيد . قرآن مجيد ، خداوند را رؤوف و مهربان و كريم و دستگير و غفور و بخشاينده نسبت به بندگانش معرفى مىكند ، روى چه حساب و بر محور كدام استدلال و برهان از خداى مهربان خود كه هدفى جز نجات و سلامت و سعادت و كرامت شما ندارد دست بر مىداريد ، خدايى كه براى خير دنيا و آخرت شما صد و بيست و چهار هزار پيامبر فرستاده ، خداوندى كه براى راه يافتن شما به بهشت و نجاتتان از جهنّم ، دوازده امام قرار داده ، پروردگارى كه بالاترين و برترين نعمتش ؛ يعنى قرآن را به شما مرحمت فرموده ، توانايى كه براى حركت شما به سوى مقام قرب ، به شما عقل ،
هامش
( 1 ) - زقه : پرنده دانه به دهان جوجهاش گذاشت .