وجدان ، فطرت و قدرت عنايت فرموده ، خداوندى كه از عنايت هيچ نعمت مادى و معنوى نسبت به شما دريغ نداشته ؛ چرا او را نمىيابيد ؟ چرا او را نمىشناسيد ؟
چرا نسبت به او در مقام معرفت در نمىآييد ؟ چرا به دنبال انبيا و امامان عليهم السلام كه فرستادگان او هستند نمىرويد ؟ چرا و چرا و چرا ؟ ! وجود مقدس او به دشمنانش لطف دارد ، چه رسد به كسى كه بر اثر نجات از ضلالت و منوّر شدن به نور هدايت دوست ، عاشق او گردد .
عنايت الهى در حكايت مادر موسى
به حقيقتى كه به صورت شعر در زير مىآيد دقت كنيد تا بيش از پيش به لطف و مهر و عنايت و عشق خداى خود واقف گرديد ، شايد جرقّهاى در قلب شما بزند و به آتش حبّ آن جناب ، شعله ور شويد و به سوى او به حركت آييد :
مادر موسى چو موسى را به نيل * در فكند از گفتهء رب جليل
خود ز ساحل كرد با حسرت نگاه * گفت كاى فرزند خرد بىگناه
گر فراموشت كند لطف خداى * چون رهى زين كشتى بىناخداى
گر نيارد ايزد پاكت به ياد * آب خاكت را دهد ناگه به باد
* * *
وحى آمد كاين چه فكر باطل است * رهرو ما اينك اندر منزل است
پردهء شك را بينداز از ميان * تا ببينى سود كردى يا زيان
ما گرفتيم آنچه را انداختى * دست حق را ديدى و نشناختى
در تو تنها عشق و مهر مادرى است * شيوهء ما عدل و بنده پرورى است
نيست بازى كار حق خود را مباز * آنچه برديم از تو باز آريم باز
سطح آب ازگاهوارش خوشتر است * دايهاش سيلاب و موجشمادر است