به مثابهء پوست بيضه است و بُعد حيوانى او به مثابهء سپيده و بُعد روحانى و عقل او به مثابهء زرده و چنانكه مرغ از بيضه به خودى خود بيرون نمىتواند آمد ، سيمرغ انسانى نيز از بيضهء بشريّت ، بىراهنمايى انبيا و اوليا ، بيرون نتواند آمد و اين سرّى بزرگ است .
نظر هر بيضه صفت كه هنوز از قشر هستى خود خلاصى نيافته اين حقيقت را درك نمىكند و چون به نظر بيضگى نگرد ، مرغان آشيانهء هويّت را هرگز نخواهند ديد كه : أَوْلِيائى تَحْتَ قَبائى لا يَعْرِفُهُمْ غَيْرى .
گرفتار قشر از ايشان ، جز پوست بيضه نبيند .
از عارف بزرگى پرسيدند : در حق فلان عارف چه مىگويى ؟ گفت : هركس او را ببيند ، هدايت مىشود و متّصل به سعادت مىگردد . گفت : چه گونه است كه ابوجهل ، پيامبر صلى الله عليه و آله را ديد و متّصل به سعادت نشد و از شقاوت نجات نيافت ؟ ! آن عارف آگاه گفت : ابوجهل ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله را نديد بلكه محمد يتيم عبداللّه را مىديد ، اگر رسول اللّه صلى الله عليه و آله را مىديد بدون شك از شقاوت مىرهيد و به سعادت مىرسيد » « 1 » .
[ وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ ]
« 2 » .
و آنان را مىبينى كه به سوى تو مىنگرند در حالى كه نمىبينند .
از ما تو هر آنچه ديدهاى پايهء ماست * بيرون ز دو كون اى پسر مايهء ماست
بىمايى ما ز كار ما مايهء ماست * ما دايهء ديگران و او دايهء ماست « 3 »
از مرغ ، بيضه بسيار زايد ؛ اما از صد هزار بيضه يكى را دولت قبول و تسليم افتد تا از او مرغى به وجود آيد .
هامش
( 1 ) - تفسير روح البيان : 3 / 378 .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 198 .
( 3 ) - بابا افضل كاشانى .