عالم ديگرش با ساير افراد هم جنس خود كه حيواناتاند شريك است .
انسان واقعى آن انسانى است كه دو عالم حس و خيال را فانى در عالم عقل و عالم الهى خود كند و با تمام هستىاش در برابر حضرت دوست به سجده آيد ، چنانچه در دعايى كه در شب نيمهء شعبان رسول عزيز اسلام صلى الله عليه و آله داشت ، عرضه مىكرد :
اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدَ سَوادى وَخِيالى وَبَياضى « 1 » .
الها ! ملكا ! داورا ! حبيبا ! سياهى من و خيال من و سپيدى من بر تو سجده آورده است .
منظور از سياهى ، همان عالم بدن و عالم حس و عالم مادى است و به تعبير ديگر عالمى كه در آخرين نقطه از امكان قرار گرفته و جز ظلمت و تاريكى و يا عناصر و اجزاى خاكى به هم پيوسته چيز ديگر نيست و منظور از عالم ، خيال ، عالم دور از ماده و مرتبه بين عقل و حس است و در حقيقت ، برزخ وجودى انسان نه مادى صرف و نه عقلى محض است و منظور از سپيدى عالم عقل و جهان نور است كه وديعهء الهى در وجود انسان و محبوبترين خلق حق در ظرف هستى عالم و آدم است .
سپيدى همان عالمى است كه حضرت دوست در وجود انسان فقط به آن عالم نظر دارد و بس و اوامر و نواهى و اجر و عقاب پروردگار به خاطر آن عالم نصيب انسان مىشود ، همان عالمى كه واسطهء درك و فهم واقعيتها است و تمام ترقى و تكامل و رشد انسان در راه خدا بستگى به آن دارد .
بندهء واقعى كسى است كه چراغ عقلش به نور هدايت روشن شده باشد و در
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة : 8 / 108 ، باب 8 ، حديث 10188 ؛ مصباح المتهجد : 839 .