تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
عالم طبيعى براى او با اهميت و ارزش خاصى جلوه كرد و در ابتدا خود را در رابطهء با اين عالم مادى شناخت و آن‌چنان غرق در اوضاع اين خانهء مادى شد كه اگر از عارفى يا عالمى بشنود كه او را دو عالم و دو جهان ديگر هست به انكار بر خيزد و آن چنان در انكارش پافشارى كند كه ممكن است خبر دهنده را به بىخبرى و خيال بافى متهم كند و اين انكار به خاطر اين است كه عالم طبيعت او فعليت پيدا كرده و هم اكنون عالم حس و شهادت براى او مشهود است و دو عالم ديگر براى او در مرحلهء قوه و استعداد باقى مانده و هنوز براى فعليت و كشف آن دو عالم جهاد ننموده است . پس از مدتى كه در راه زندگى حركت كرد و مسائلى خواه و ناخواه به گوش او رسيد و به تدريج آثارى از عالم خيال و مثال براى او ظهور كرد ، موجوديت عالم خيال را اقرار مىكند و مىفهمد كه عالم ديگرى غير از عالم حس و عالم ماده هم وجود دارد و تنها اين عالم ماده نيست كه تمام همت و نيروى خود را صرف آن كند و كارى جز خور و خواب و شهوت و سپس مردن نداشته باشد . و چون سر تواضع در برابر حقايق به پيش آرد و در مقابل واقعيت‌ها خضوع كند ، به درك عالمى ما فوق عالم خيال كه عالم عقل و حقيقت محض است و به تعبير ديگر عالم نور و روشنايى است نايل آيد و به اين حقيقت برسد كه لذت عالم عقل كه عالم آگاهى و بصيرت و عالم ارتباط با حقيقت نبوت و ولايت و ارتباط با حضرت حق و آيات او و ارتباط با حساب و كتاب و قيامت و در عاقبت ارتباط با بهشت ولقاى حق است ، قابل مقايسه با لذت عالم خيال و عالم حس نيست ؛ در اينجاست كه مىگوييم : انسان هدايت يافته و تمام اعضا و جوارح و موجوديت را فرمانبر عالم نور كرده و به معناى واقعى بندهء مولا شده است . در هر صورت ، انسانيّت انسان بستگى كامل به عالم عقلى او دارد و گرنه در دو