عبادت ، رشتهاى است كه اميد پيوند ميان عابد و معبود را ايجاد مىكند و چون عابدى به عبادت بپردازد آن اميد محقّق مىشود ، پيوند صورت وقوع بهم مىرساند و پيوستگى حاصل مىگردد و در محض آن پيوند و در عين اتّصال و بركت پيوستگى ، انسان سرگشته عادت و پريشان شهوت با رهايى از قيود انحرافى اين و آن مطمئن و آرام مىشود .
از اين رهگذر است كه در شريعت مقدّسهء اسلام ، عبادت بدون قصد قربت حصول نمىيابد و واقع نمىشود ؛ قصد قربت هم عبارت است از انجام دادن امر عبادى ، محض امتثال فرمان محبوب و به قصد فرمانبردارى از حق تعالى .
با اين قصد است كه دل يك دله مىشود و تمركز به هم مىرسد ، تشتّت از بين مىرود و پراكندگى زايل مىشود و ثبات و اطمينان حاصل مىگردد ؛ به همين جهت است كه عبادت واقعى اطمينانآور و آرامشبخش است و با توجّه به حاصل امتثال فرمان است كه چنين قصدى قصد قربت خوانده مىشود ، چرا كه فرمانبردارى از پروردگار در آن ملحوظ است و به لحاظ امتثال امر الهى انجام مىپذيرد و روشن است كه اطاعت از خدا خالصاً و مخلصاً قرب حق تعالى را ايجاب مىنمايد حقّاً و واقعاً و از همين روست كه قصد قربت شرط صحّت هر عبادتى است و بدون چنين قصدى اصلًا عبادتى واقع نمىشود هرچند صورت اعمال و آيات و اذكار و اورادى كه انجام مىگردد بر زبان مىگذرد و شكل شرعى عبادتى را به ياد آورد و اين از آن است كه روح عمل اگر حاصل شود به خدا مىرسد و الّا فىالمثل نمازى كه با ريا باشد و بىتقوا و عارى از توجّه به خدا جز [
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ ]
« 1 » چه مىتواند به دنبال داشته باشد و اصلًا جز تقوا با تحقّق تام
هامش
( 1 ) - ماعون ( 107 ) : 4 .