تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
همين مركز ناروايى به راهزنى ديگران كمان گشاده‌اند . همّ او همه‌اش اين بود كه امر حق را پاس دارد و از اين راه برود و راهروان را رو به سوى نجات وخلاص روانه كند و به مقصد سعادت برساند ، نجاتى كه آدمى را از پريشانى خلاص مىكند ، خلاصى كه انسان را از پراكندگى فكرى و عملى نجات مىدهد وسعادتى كه از اطمينان نفس و آرامش خاطر حاصل مىشود اگرچه همان اطمينان و همين آرامش را مىتوان سعادت خواند كه مغز و اصل سعادت جز اين نيست . به اميد دريافت آرامش دل و اطمينان جان است كه انسان به سوى عبادت روى مىبرد و از همين رهگذر است كه در شرايع الهى كه از جانب حق براى سوق دادن بشر به سمت سعادت نازل آمده‌اند ، اصل عبادت با تأكيد تمام تشريع شده و ترتيب و اقسام و نحوه انجام آن‌ها با نظمى دقيق وضع گرديده است . مطلب به قدرى ضرورى است كه حتّى ديگران كه از توحيد صحيح به دور افتاده‌اند ، ناچار در اين راه روشى دارند و با متمركز ساختن توجّهات خويش به مفاهيم يا مصاديق معيّن به انديشه‌اى يا چيزى يا كسى ، خواه ناخواه و گاه بلكه غالباً ناخودآگاه ، مىكوشند كه از فوائد اين حركت عقلانى ونفسانى و جسمانى محروم نمانند ، ولى چون خود باخته را با پرداختهء خدا مناسبتى نيست لاجرم روش اين جمع پريشان كه از خداى بىخبر افتاده‌اند و دل به موهومات نهاده‌اند بر انحراف رفته و راهشان در بيراهه سرگشته شده است . لذا در آيين مقدّس اسلام ، عبادت در صورتى تحقّق مىيابد كه از طرف شارع اقدس تعيين شده باشد و سنّت اللّه باشدكه تغييرپذير نيست ، نه بدعت خلق در دين خدا و به اصل شرع جايز يا واجب يا مستحب شمرده شده باشد ، به اين معنى كه خدا آن را به هر قسم كه اقتضا دارد معيّن ساخته باشد .