حبّ الهى بر مسير توحيد و مذاق يكتاپرستى ، استمداد از رحمت واسعهء وجود مطلق ، احد صمد كه حق است و بر حقّ و جز او هر چه به نظر آيد باطل است و ناحقّ و رغبت به حصول قرب و وصول به پيشگاه لطف او عزّوجلّ كه تقرّب به ساحت نور وجود است در باطن فرد ، ظاهر اجتماع هم از آن بهرهمند مىگردد ، همه از اين خواست بشر يعنى آرامشجويى واطمينانطلبى كه وديعهاى الهى است ، نهاده در نهاد آدمى ، ناشى مىشود و از اين جهت است كه خداخواهى و خداجويى و خدايابى بشر فطرى است ؛ چرا كه اطمينانطلبى و آرامشجويى در فطرت بشر نهفته و انحراف از اين طريق فطرى تنها به سبب موجبات و عوارضى دست مىدهد كه از ذات فطرت انسان بيرون است و از مقولهء اسباب و عوارض خارجى به شمار مىآيد ، از قبيل محيطهاى نامساعد و تربيتهاى ناملايم و توارثهاى نامناسب كه مناسبتها و ملايمتها و مساعدتها را به واسطهء سوء عادات و افراط در شهوات گم كرده و فاقد گشته است .
شبان مهربان حريم حرم كه در كوه و كمرهاى آن ديار مقدّس گوسپندان را به چرا مىبرد ، به خواست خدا داشت پا در ركاب همين قصد مبارك مىنهاد كه آمادگان را دست گيرد تا از چند سوء عادت نجات يابند و از انحراف در شهوت رها شوند و رو به راه گردند و آگاه ، همانطور كه گوسپندان بسته زبان را نجات مىداد ، از اين كه فرو غلتند و از درّهاى عميق پرت شوند ، يا از اين كه فرومانند و به چنگال گرگى كمين گرفته گرفتار آيند ؛ او داشت پيش مىرفت تا به صفّهء بعثت رسيد به جايى كه بايد همين حفاظتها و صيانتها را بر وجهى دقيقتر و شديدتر در مورد انسانها اعمال نمايد و در نجات آنها كوشش فرمايد ، انسانهايى كه زبانهايى دارند باز ، تا به مقتضاى عادات بگردد و بر وفق شهوات اطراف محيط خود را زهرآگين نمايد و متأسّفانه تا به كمال نرسيدهاند پيوسته بر اين سنگر آلودگى كمين گرفتهاند و از
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 413
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤١٣