و معيّن فرمايد ، بلكه راه آن است كه او بدان رهنمون مىشود و رشد آن است كه از ارشاد او افاضه مىگردد و حاصل مىآيد .
وقتى تحقّق حقيقت در عبادت صحيح به اين پايه رسيد ، آدمى به كمال لايق خود و اصل مىشود ، از نقصها و تقصيرها ، كوتاهىها و تباهىها رها مىگردد و از آنچه لايق او نيست آزاد مىشود و چون آزادى فطرى خود را باز يافت و از گرفتارىهاى عادات و شهوات و انحرافات خلاص شد اطمينان و آرامش گم شدهء خويش را بازمىيابد و به آسايش و راحتى مىرسد .
از كجا به اينجا رسيده و از كدام راه ؟ از مبدأ صفاى فطرت و از راه عبادت كه عبوديّت ومعرفت را به انسان اهدا مىكند و نجات و سعادت را به آدمى ارزانى مىدارد ، بنابراين اگر در تعبير مطلب ، اين عبارت عرضه شود كه : « عبادت » وسيلهء عروج به مدارج عاليهء انسانيّت است ومايهء وصول به مشهد امن و آسايش و مقام اطمينان و آرامش ، نه تنها سخنى به گزاف بيان نشده بلكه صحيحتر آن كه به اين اشارت مطلب را تمام كنيم كه « تحقّق به عبادت ، خود مقام امن است و مركز اطمينان ، والسلام » .
عارف معارف حق ، فيض كاشانى از خداوند امنيّتى طلب مىكند ، آنجا كه مىگويد :
دلم را اى خدا از عشق جان ده * روانم را حيات جاودان ده
تن بىجان بود جان فسرده * زمهر خويش جانم را روان ده
به كوى قدس دل را راه بنماى * روان را سوى عليين نشان ده
ز زندان بدن آزاد گردان * فضاى لا مكان را جان مكان ده
بگير اين دوست را از دست دشمن * ز خود بىخود كن از خويشم امان ده