بارى اين دو صفت مشخص و معلوم يعنى : جمال و كمال مستلزم صفات بىشمار ديگرى است كه از همان طريق به دست مىآيد .
به خوبى ملاحظه مىشود كه از طرفى در نهاد بشر يا فطرت او ، براى عشق ورزيدن به يك شخصيّت اخلاقى بسيار نيرومندى ، محرّك يا سائق و انگيزهاى وجود دارد و از طرف ديگر براى توضيح و تشريح ماهيّت جهان بيانى اقناع كنندهتر ، كه از هر لحاظ با واقعيتها تطبيق كند ، نمىتوانيم پيدا كنيم جز اين كه بگوئيم :
حقيقت جهان عبارت است از : ذات خودآگاه و با شعور و بسيار مقتدر و خلّاقى كه داراى كليّهء صفات جمال و كمال است و ايدهآلى را كه نوع بشر ضمن سير تاريخ در جستجوى آن بوده ، يعنى ايدهآل صحيح و معشوق واقعى بشر همين جهان است و همين حقيقت است كه پيامبران دربارهء آن اصرار مىورزند و بدين جهت است كه هر پيغمبرى رسالتش را با كلمات : « لا إله إلّااللّه » آغاز مىكند و با همان كلمات به پايان مىرساند ، آخرين پيغمبر طبق قرآن اعلام كرد كه :
[
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ]
« 1 »
.
اى مردم ! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان شما را آفريده است ، بپرستيد تا [ با پرستيدن او ] پروا پيشه شويد .
مطابق تعاليم قرآن كريم ، اگر ما آفريننده را خدا ، يا « اللّه » بناميم و يا به هر نام ديگر بخوانيم ، فرقى حاصل نخواهد شد و آن چه را بايد در خاطر داشته باشيم اين است كه فقط او داراى اين همه امتيازات و واجد اين همه صفات جمال و زيبايى
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 21 .