دارد ، به دليل اين كه هر وقت تعقيب اين تمايلات خود به خود باشد و در راه تأمين ايدهآل به كار نرود و برحسب اتّفاق هر وقت ايدهآل خطايى درنظر گرفته شود ، وضع همينطور خواهد بود و دانسته يا ندانسته شكل مبهم و غامضى به خود خواهد گرفت ، تا اين كه در راه تأمين ايدهآل به كار برده شود .
علّت اين امر اين است كه انسان انواع زيبايىهايى كه دوست دارد به ايدهآلش نسبت مىدهد ؛ همين معنى نشان مىدهد كه اختلاف در قوانين اخلاقى و فلسفههاى مختلف و نظريّات گوناگون دربارهء استفاده از علوم طبيعى و علاقه به هنرهاى مختلف براى حصول هر ايدهآلى از كجا ناشى مىشود .
بارى مطلب به همينجا ختم نمىشود ، بلكه تمايل انسان به هر ايدهآلى كه دارد ، از نظر روانى نيز بر او تسلّط دارد و همهء تمايلاتش را زير نظر دارد .
حيوان ، فشار و اجبارى را كه از لحاظ بيولوژى بر غرائزش وارد مىشود ، نمىتواند طرد كند ، ولى در وجود بشر هيچ غريزهاى نمىتواند بدون اجازهء ايدهآل ارضاء شود ، بلكه تا همان حدّى كه ايدهآلش اجازه مىدهد مىتواند غرائزش را ارضاء كند .
هر وقت ايدهآل انسان اجازه دهد كه شخص به حياتش ادامه دهد ، حداكثر كوشش را براى ارضاى صحيح غرائزش به كار مىبرد ، ولى در صورتى كه ايدهآل صورت ديگرى داشته باشد به غرائزش اعتنا نمىكند و حتّى براى انتحار هم حاضر مىشود .
اين معنا شواهد بىشمارى را دربارهء اشخاصى كه ديده و دانسته ، مشاعر حيوانيشان را نديده مىانگارند و به مشقّت و محروميّتهاى شديد تن در مىدهند و زندگىشان را به خطر مىاندازند و محض خاطر ايدهآلشان وارد ميدان جنگ شده و خودشان را در چهارچوب خونين مرگ محصور مىكنند و جان مىسپارند ، خاطرنشان مىسازد .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 385
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٨٥