[
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ]
« 1 »
.
پس [ با توجه به بىپايه بودن شرك ] حقگرايانه و بدون انحراف با همهء وجودت به سوى اين دين [ توحيدى ] روى آور ، [ پاىبند و استوار بر ] سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرينش خدا هيچگونه تغيير و تبديلى نيست ؛ اين است دين درست و استوار ؛ ولى بيشتر مردم معرفت و دانش [ به اين حقيقت اصيل ] ندارند .
در اين زمينه احساس مىشود كه تفصيل بيشترى لازم است ، مطالعه در طبيعت بشر ، اين معنا را آشكار مىسازد كه در نهاد بشر دو نوع تمايل وجود دارد :
نوع اوّل : تمايلاتى است ( به نام غرائز ) كه از طبيعت حيوانى بشر ناشى مىشود ، از قبيل خوراك و رابطهء جنسى و حسّ جنگجويى و . . .
خصوصيّات اين نوع تمايلات بدين قرار است :
الف : در ميزان تكامل بين انسان و حيوان مشترك است .
ب : از نظر بيولوژى ( زيستشناسى ) داخلى تحت يك نوع فشار ، يا اجبارى قرار گرفتهاند و بر اثر اين فشار يا اجبار ، هر حيوانى مجبور است اين شهوات را ارضا كند .
ج : ارضاى اين شهوات ، مقرون با يك نوع لذّت و آسايش است .
د : ارضاى اين شهوات به حيوان نيرويى مىدهد كه به وسيلهء آن نيرو مىتواند سلامت و رشد جسمى خودش را تحصيل كرده و در نتيجه ، حيات و نوع و نژادش را حفظ كند .
هامش
( 1 ) - روم ( 30 ) : 30 .