فيّاض معنويّت سيراب شده باشد و در اين مرحله پاى آنان كه در پستىهاى عفن و بدبوى ماديّت غوطهورند و همّى جز نوشيدن بادهء هوى و هوس ندارند لنگ است .
كسى كه به وجود روح عقيده ندارد ، در حالى كه مسئلهء روح امر مسلّمى است و او نمىتواند اين حقيقت غيرقابل انكار را درك كند ، چگونه مىتواند ، به سود روح و در خطّ رعايت حقوق او وضع قانون نمايد ، فقط و فقط خالق روح و پديدآورندهء معنويت و نفس ناطقهء انسانى است كه ارزش آن را مىداند و در جعل قانون مذاق او را هم در نظر گرفته و خواستههاى او را ملحوظ مىدارد و قانونى تشريع مىكند كه منادى وجدان و روح و روان و نيازمندىهاى انسان از هر حيث و هر جهت ، در هر لحظه و در هر زمان و هر مكان باشد و چنين قانون منحصراً قانون دين حق و مصداقى هم به جز اسلام ندارد .
13 - امنيّت واقعى و بقاى حقيقى جامعهء فاضله ، مبتنى بر سه اصل است و بدون آن سه اصل و بدون همآهنگى آن سه عنصر با يكديگر ، جامعه روى ترقّى و سعادت را نخواهد ديد و به وصف فضيلت پايدار نخواهد ماند و آن سه اصل عبارتاند از :
اوّل - دين : پديدهاى كه مقرّرات دينى و قوانين آسمانى بر آن سايه نيفكند و افراد آن را در پناه خود حفظ ننمايد و مرز حدود و حقوق در آن معيّن نباشد ، چنين پديده و جامعهاى باقى و برقرار نخواهد ماند . جامعه ، قانونى لازم دارد كه اركان آن بر مبانى عقيده و ايمان واقعى استوار باشد و چنين قانونى فقط فرمان آسمانى و احكام الهى است .
دوّم - علم : دين بايد مبتنى بر ايمان و عقيده باشد و عقيده بايد از سرچشمهء خرد و دانش سيراب شود و شخص كوركورانه و با تقليد ، دين را قبول ننمايد و بايد
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 365
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٦٥