تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
شده باشند و حتّى براى زندگى جاويد خود و براى نشئهء حيات ديگر توسّل به آن را لازم و واجب دانسته و مىداند و به خوبى ديده مىشود كه نفوذ و حكومت دين واقعى از مظاهر ياد شدهء تمدّن بشريّت بيش‌تر است و هركجا علم و فلسفه لنگ مىشود ، دين به مدد و يارى و ياورى آن‌ها همّت گمارده و مىگمارد ، با اين فرض مسلّم و اين اصل مبرهن بايد گفت : دين براى اجتماع لازم بوده و هست و بهترين داروى نظم عمومى و سعادت واقعى اجتماعى است . 12 - قانون در حكومت دين بايد به چاشنى معنويّت و لحاظ خصوصيّت روح و بقاء آن آغشته و جهات بقاء روح در آن ملحوظ باشد . موضوع معنويّت و بقاء ، روح اصل ثابت و غيرقابل تغيير و غيرقابل انكار و مؤثّر در صحّت دين و حجيّت آن مىباشد و هيچ‌گاه نمىتواند حكومتى به نام دين قيام نمايد و جهانيان را به وحدت و يگانگى و اعتصام به لواء دعوت كند و خود را برگزيدهء خدا و قوانين خود را از جانب او براى اهل دنيا ارائه كند ، ولى پيمانهء آن از معنويّت تهى و از لحاظ توجّه به بقاى روح و نيازمندىهاى نفس ناطقهء انسانى عارى باشد و نغمه‌اى از سوز دل نداشته و نتواند عاشقان غزال رعناى امور بالا را به سر منزل مراد برساند ، يعنى دينى باشد صرفاً به صورت قوانينى خشك ، بىروح و قانونى جامد و بشر را فقط به الفباى امور مادّى آشنا و افراد را صرفاً به اطاعت و انقياد از فرمول‌هاى كسب دنيا و مواد جهان دعوت نمايد . آدمى ساخته از جسم و جان و روح و روان است ، همان‌طورى كه به رفع نيازمندىهاى مادّى و جسمانى خود محتاج است ، مىخواهد كام تشنهء روح را هم به آب حيات معنوى سيراب و شامّهء نفس ناطقهء خويش را نيز به عطر شميم و جان‌پرور روح معطّر نمايد و در اين وادى هم به مركب سعادت سوار و در آسمان حقايق و معنويّات پرواز كند و با اين هدف ، خواهان قانونى است كه از چشمهء