و چين و بلغار ديده مىشوند و در آمريكا كه جز به دلار به چيزى فكر نمىكنند و اذهان آنها به درهم و دينار بيش از پروردگار متوجّه است ، معذلك روزهاى يكشنبه كليساها از جمعيّت پُر و سالانه ميليونها دلار صرف مجامع دينى مىگردد و اخيراً دسته دسته در آن طرف دنيا به اسلام علاقهمند شده و پس از مطالعه در مبانى آن ، خويش را به زيور اين مكتب الهى مىآرايند .
و بدون شك ، زمانى ابرهاى تيره و تار بدبختى از افق زندگى بشر محو خواهد شد ، كه حكومت دينى به معناى واقعى بر فراز آن سايه افكند و همهء بشر به قوانين آسمانى به ديدهء عظمت و احترام نگريسته ، آن را به كار بندند « 1 » و زمان آن دور نيست و قرآن و روايات به طور قاطع از چنان زمانى خبر دادهاند .
حقيقت دين
دين ، رشتهء اتّصالى است بين خلق و خالق كلّ و با اين وسيله تمام موجودات خلقت با مبدأ خود پيوستگى دارند ؛ استحكام ، قرب ، بُعد و اتّصال برحسب استعداد و ظرفيّت هر موجودى است ، هرجا هستى باشد ، اين ارتباط هست و آنجا كه هستى نباشد نيستى است ، معنى ربط حادث به قديم همين است .
گردش شگفت كرات و كهكشانها را ببينيد ! ! مىگويند : از اثر تجاذب است ، يعنى رشته يا زنجير و طناب محسوسى براى اتصال آنها در كار نيست ولى به طور عجيبى به يكديگر پيوستهاند و همان پيوستگى را جمعاً به مبدأ كل دارند .
ارتباط حادث به قديم و در نتيجه ربط خود را با خالق از روى اين مثال تنظير و تقريب كنيد كه در قالب الفاظ از اين سادهتر نمىتوان بيان كرد ، باقى كار ديدن
هامش
( 1 ) - ايمان و وجدان : 12 .