است و اين كار عظيم مربوط به خواست حقيقى تو و فضل بارى تعالى است .
در ساير موجودات ، آن رشته را شدّت و ضعف نيست ، چون اراده و اختيار ندارند و بايد سير كمالى خويش را چنانچه براى هريك مقرّر شده طى كنند و از اين نظر است كه مثلًا : كندن نهال ، ميوهء نارسيده ، كشتن حيوانات مفيد براى تفنّن و تفريح ، گناه است و بايد گذاشت كه آنها به حدّ كمال خود برسند و سپس در موارد لازم استفاده نمود .
ولى در بشر كه جنبهء اراده و اختيار دارد برحسب حسن اختيار و سوء اختيار خود ، اين رشته قوّت و ضعف مىپذيرد ، لكن بر هر تقدير آن ارتباط قطع شدنى نيست و هر وقت كه انسان اراده كند ، مىتواند به تقويتش بپردازد و ارتباط خويش را به خالق خود نمايان سازد كه درهاى رحمت هميشه باز است .
اين رشته عبارت از آن لطيفهاى است كه دست قدرت در فطرت انسان نهاده و هر كس اندكى به خود آيد ، تشخيص خواهد داد كه احياناً خواه و ناخواه به غيبى توجّه كرده ؛ اين توجّه دفعى و قهرى ناشى از كشش و التفات همان لطيفهء نهادى است ، ولى غفلت و مشغلهء حواس و هوسها مانع از آن است كه انسان از خود بپرسد و غور و دقّت كند كه آن بارقهء ناگهانى چه بود و از كجا آمده و چگونه و به كدام سو متوجّه شدم ؟
انبيا براى يكسو زدن اين پردهء غفلت برانگيخته شدهاند ، تا تذكّر دهند كه تو اى انسان ! صاحب يك چنين مزيّت و موهبت عالى هستى ، قدر آن و مقدار خود بدان و به قول عارفى :
اى خسته درون تو نهالى است * كز هستى آن تو را كمالى است
اى سايه نشين هر درختى * بنشين به كنار خويش لختى
خواجه حافظ پس از سالها سرگردانى و تحمّل رنجها ، وقتى به بركتِ هدايتى