2 - جلوگيرى از ترديد و نگرانى
دين ، شخص را از توفان ترديد و نگرانى نسبت به حيات ماوراء نشئه ماديّات نجات و به او خاطر مطمئن ، روح نشط و حالتى شاد و سبكبار ، در آشيان ايمان حقيقى عنايت مىنمايد .
آدمى در درياى متلاطم حيات همواره دچار روح هول و هراس و ترديد است و از عالم بعد از مرگ و چگونگى حالات خود بعد از فراغ روح از كالبد تن در اضطراب مىباشد و مىداند كه مرگ چون سايه او را دنبال دارد ، پرسيده و مىپرسد :
زكجا آمدهام آمدنم بهر چه بود ؟ * به كجا مىروم آخر ننمايى وطنم ؟ « 1 »
آيا من براى خوردن و خوابيدن و پوشيدن و عمل جنسى خلق شدهام ؟ پس فرق بين انسان و حيوان چيست ؟
آيا تكوين ما براى جنگيدن و تهيّه اسلحه و بُمبهاى آتشزا بوده كه ديگران را محو و نابود و جهان را ماتمسرا نماييم ؟ اگر اين چنين است حال گرگان و سگان بِهْ از آدمى است و اگر ما انسانها فقط براى عمران و آبادى زمين خلق شدهايم پس چرا مىميريم و باغبانى كه باغ را گلستان مىكند ، چرا خود حظّ وافر از آن نبرد و سر به تيرهء تراب مىكشد ؟
و اگر منظور خلقت اين مىباشد كه معدودى جبابره ، زر و زيور و برليان از راه ظلم و تجاوز اندوخته نمايند و به گنجينههاى انباشتهء خود از ياقوت و الماس و يا تعدادى بىشمار از اوراق بهادار و اسكناس خرسند باشند ، پس امتياز بين معادن و سنگهاى موصوفه و انسان چه مىباشد ؟
اگر هدف خوشى و خوشگذرانى است ، پس حالات تيره و تار ناخوشى و دوران نكبتبار اندوهها و دردها و آلام چيست ؟
هامش
( 1 ) - مولوى .