باشند ، ولى هزاران سال است ، بشر متكّى به عقل يا وجدان ثابت مىكند كه عقل و وجدان نتوانسته و نمىتواند به جاى دين قرار گيرد .
عقلها تاكنون در بسيارى از امور منشأ اشتباهات غير قابل جبران بودند و وجدانها نيز در برابر عوامل غلط يا محكوم گشته و بىصدا شدهاند ، يا به كلّى خاموش شده و بشر را به سقوط كشاندهاند .
مايه و ريشهء اصلى دين ، به صورت فطرت و يا حالت جستجوى از حق مطلق ، در درون و ذات انسان جا دارد و اين مايه كه با حقيقت انسان يكى است ، به وسيلهء سفيران الهى قابل شكوفا و بارور شدن است .
انبيا با رساندن معارف پاك الهى به گوش بشر و تشويق انسان به اجراى حدود و مقرّرات الهى ، توفيق تربيت كردن انسانهايى را پيدا كردند كه نمونهء آنان در تمام برنامهها در هيچ مكتبى يافت نمىشود ! !
سودى كه دين در دو جهت مادّى و معنوى ، نصيب بشر كرده ، هيچ مدرسه و مكتبى نصيب انسان نكرده و با كمال شجاعت مىتوان ادّعا كرد كه بشر با هر برنامهء مثبت و با بركتى كه روبرو بوده ، آن برنامه ريشه در دين واقعى داشته است .
در ميان تمام نعمتهايى كه خداوند به انسان ارزانى داشته ، هيچ نعمتى قابل برابرى با نعمت دين نيست .
خداوند ، در برابر هيچ يك از نعمتهاى ارضى و سمايى بر بشر منّت نگذاشته ، ولى در اعطاى نعمت دين و هدايت بر بشر منّت گذارده و اين مسئله نشانگر اهميّت والاى اين نعمت در زندگى انسان است .
انسان اگر غرق در تمام نعمتها باشد و در زندگيش ، جايى براى نعمت دين ديده نشود ، بدبخت است و به فرمودهء قرآن مجيد ، نمىتوان از او به عنوان انسان ياد كرد .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 348
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٤٨