شخص ديندار و آدم متديّن حقيقى از حوادث ترس و بيم ندارد ، عزّت و ذلّت را از خدا مىداند و يقين دارد كه حادثه از عوامل و لوازم كمال است .
ز حادثات تو انديشه و هراس مدار * كه هست حادثه مستلزم مدار كمال
آرى ، متدين بايد بداند ، بدانگونه كه سوز سرما و برف و توفان زمين را از ميكربها مبرّا و آن را آمادهء شكوفايى گلهاى بهاران مىنمايد و از گل مكيدن زنبور ، عسل ساخته مىشود و عمل تلقيح در شكوفهها انجام مىگيرد ، حادثهها نيز از اسباب و لوازم حيات و رقاء مىباشند .
غبار لازمهء آسيا بود « صائب » * تو از حوادث دور زمان چه انديشى « 1 »
موحّد براى توفيق ثبات و مجاهدت با ناملايمات ، متوسّل به خدا و متّكى به دين است .
ملجأ و پناهگاه متديّن ، خدا و مبانى دين است و به هنگام اضطرار استغاثه به درگاه خدا دارد و معتقد است كه جز خدا ، ديگرى درد او را درمان نمىنمايد و در حال اضطرار سر بر آستان او گذاشته از عنايتش مدد مىطلبد .
بدبخت كسى است كه ملجأ وپناه ندارد ، و از آن بدتر ، مسلكهاى بىخاصيّت و موجودات ضعيف و بيچاره كه از خود او درماندهترند پناه خود پندارد !
متديّن ، عرض نياز به آستان قادر چارهساز و خداوند رئوف بىنياز دارد و به جز او به كسى نپردازد و دست تكدّى به سوى خدا دراز كرده به ماسوى توجّه ندارد و به گدايى درِ او افتخار نموده و حاضر نيست به هيچ قيمتى روى از آن درگاه برگرداند .
مكتب اسلام نمونههاى بارزى در ثبات و بردبارى و شكيبايى از خود به يادگار دارد كه علاوه بر سروران دين كه مادر دهر چونان نخواهد ديد ، از پيروان اين دين در تاريخ شواهد بسيارى موجود است كه مقاومتشان در برابر حوادث اعجابانگيز است .
هامش
( 1 ) - صائب تبريزى .