تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
پذيرند ، راهى به قدرت و عظمت فناناپذير عوالم علوم معنوى و روحى پيدا كنند و در دل‌هاى مردم حسّ ستايش و تعظيمى نسبت به آن عوالم و حقايق بيدار سازند و شهدى از حظوظ آن حقايق عاليه به كام ارواح و نفوس افراد بشر بچشانند . حالا به اندك تعميق نظر مىتوان دريافت كه چگونه اين فنون از ايفاى اين دو وظيفه و مقصود اساسى خود عاجز مانده و اسباب ورشكستگى خود را فراهم آورده‌اند ، به طورى كه در زير به شرح اجمالى آن مىپردازيم . اوّل : فنون طبيعى مادّى به وسيلهء اختراعات و ترقّيات تكنيكى ، احتياج‌هاى مادّى زندگى مردم را به اندازه‌اى افزوده‌اند كه امروز مرد متوسّط و كاسب در ممالك متمدّن اروپا همهء اوقات روزانهء خود را براى رفع اين احتياج‌ها به كار مىبرد و با يك كوشش خستگىناپذير كار مىكند ، ولى با وجود اين نمىتواند يك زندگى متوسّط را بىرنج و درد فراهم سازد . وضع زندگى طبقهء كارگران ملت‌هاى متمدّن اروپا و آمريكا نمونه خوبى است براى نشان دادن اين حال ؛ زيرا در آنجا مىبينيم كه چگونه اين مردم شب و روز مانند اسراى بدبخت در قرون گذشته ، سخت‌ترين و مهلك‌ترين و خوفناك‌ترين كارها را به عهده مىگيرند و بجا مىآورند و با وجود اين فداكارى و قربانى ساختن بهترين ايام و ساعات جوانى و زندگى ، نه يك آسايش و زندگى مرفّهى دارند و نه اطمينان به فرداى خود ، يعنى به اين كه آيا اين زندگى حيوانى كه دارند براى فردا تأمين شده است يا نه ! ! اين همه قانون‌ها و نظام‌ها و وسايل تأمين معيشت و حفظ حقوق ، مانند بيمه‌ها و اتّحاديّه‌ها كه براى تهيه آسايش كارگران وضع شده ، چون همه از روى ضرورت و بدون فيض و بركت يك محبّت قلبى و يك حسّ بشر دوستى به وجود آمده از اين‌رو هرگز به تسكين آلام و مصائب مادّى و روحى اين طبقه از مردم كافى نمىآيد .