در انگلستان و پوزيتيويسم در فرانسه و ماركسيسم در آلمان باشد ، دست به هم داده زمينهء اوضاع امروزى در قرن نوزدهم و بيستم فراهم آوردند و اسباب احتضار تمدّن غرب را تهيّه نمودند .
آنان با بيان اين مذاهبِ [ به اصطلاح ] علمى و فلسفى ، عقل ناقص بشر را به جاى قوّهء ايمان و محبّت به تخت سلطنت نشانده و مانند عبدهء اصنام مردم را به پرستش آن واداشتند و گوسالهء سامرى يعنى زر را مقصود و معبود خود قرار دادند .
اين است كه امروز تمدّن غرب ، يك معبد پرستش طلا و مادّه گشته است و هر فردى جمع كردن سيم و زر را تكليف و يگانه وسيلهء نجات مىشمارد و حيات خود را عبارت از كسب سيم و زر به هر وسيله نامشروعى باشد مىداند و فدا كردن عفّت و شرافت و حميّت و ناموس را در اين راه نه تنها نشانهء هوش و ذكاوت و عقل ، بلكه عين شهامت و شجاعت و عبادت مىپندارد « 1 » .
بانيانِ جنگهاى صليبى
وقتى در موضوع جنگهاى صليبى ، با كمال دقّت و بىطرفى ، به بررسى مىپردازيم ، مىبينيم جنگهاى صليبى كه محصولى جز ريخته شدن خون ميليونها بىگناه و خرابى هزاران مسكن و مأوا و به غارت رفتن اموال ميليونها مظلوم و سوختن و خاكستر شدن كاشانه و اثاث مردم نداشت ، بر هيچ منطق و فلسفهء الهى و اجتماعى استوار نبود ، بلكه ريشه و علّت آن هوىپرستى يك عالم مسيحى و پاپى خائن بود ! !
او ادّعا داشت كه تربت عيسى در دست مسلمانان است و از مسلمانان تعبير به
هامش
( 1 ) - اصول اساسى فن تربيت : 207 .