تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
آن‌ها مىدوشند تغذيه مىنمايند ، همچنين مورچگان افرادى را اسير كرده و به نام غلام و خدمت گزار نگاه مىدارند . بعضى از مورچگان براى ساختن لانه ، اوّل برگ‌ها را به قطعات مرتب مىبُرند و كارگران آن قطعات را به جاى خود نگاه مىدارند و بعد براى آن كه آن‌ها را به هم متّصل سازند ، اطفال خود را در حالى كه هنوز به صورت تخم هستند مثل دوك پشم‌ريسى از ميان اين برگ‌ها مىگذرانند و با لعابى كه از تن اين اطفال خارج مىشود ، گوشهء برگ‌ها را بهم مىدوزند ، بدين ترتيب بچهء مورچه ، ناكام از توليد پيله در اطراف بدن خود ، محروم مىماند ولى در عوض نفع اجتماع را ملحوظ كرده و به جامعهء خود خدمتى مىكند . چطور مىتوان باور كرد كه اتم‌ها و ذرات بيجان كه وجود مورچه را تشكيل مىدهند قادر به اجراى اين همه عمليات غامض و عجيب باشند و آيا نبايد گفت عقلى و شعورى در ميان هست كه آن‌ها را به چنين كارهايى وامىدارد ؟ ! « 1 »
هامش
( 1 ) - اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبهء 227 نهج البلاغه دربارهء مورچه مىفرمايد : مورچه را بنگريد كه با اين كوچكى جثّه و نازكى اندامش كه شكل آن را به چشم مىتوان دريافت و به انديشه مىتوان درك كرد چسان راه زمين خويش را پيموده و بر رويش شتابان است ، دانه به لانه‌اش مىكشد و آن را در سوراخش تهيه ديده براى زمستان و هنگام گرما براى آمدن سرما دانه جمع مىكند ، خداوند ضامن روزيش بوده ، مناسب حال راه روزى برايش گشاده پروردگار مهربان از آن غافل نيست ، اگر در سنگ سخت و خشكى باشد خداوند بخشايش‌گر محروم و بىبهره‌اش نخواهد گذاشت و اگر در مجارى هاضمهء آن و در پست و بلند و اطراف اضلاع شكم و آنچه از چشم و گوش كه در سر آن است بينديشى از آفرينشش دچار شگفتى شده و از وصفش به رنج اندر آيى ، بزرگ است خداوندى كه مور را بر دست و پا نگهداشته و به روى ستون‌هاى تنش بنايش فرموده ، تا آنجا كه مىفرمايد : شوربخت آن كه وجود مقدّر و گرداننده را منكر شود . اينان گمان مىكنند كه هم‌چون گياه خودروى ، زارع و برزگرى ندارند و صور گوناگون و رنگارنگشان را پديد آورنده و نقاشى نمىباشد ، اينان در مدّعايشان تكيه بر برهان نمىكنند ، آيا ممكن است بنايى را بنا كننده و گناه و جنايتى را جنايت كننده نباشد ؟ !