بر سركشى غرائز و هوسها بند مىزند « 1 » .
در هر صورت عقل آدمى ، يكى از شگفتانگيزترين قواى انسانى است و هنوز هزاران كتاب و مقاله نتوانسته است گوشهاى از اين درياى بىكران رحمت الهى را بنماياند .
صاحب « راز آفرينش انسان » در مقالهء نهم از كتاب خود مىگويد :
جاى شگفتى است كه در ميان اين همه انواع مختلف حيوانى كه بر روى كرهء ارض ظاهر شدهاند ، اعم از آنها كه فعلًا وجود دارند ، يا آنها كه منقرض گرديده و نابود شدهاند غير از شعور حيوانى هيچگونه قواى دماغى ديگرى مشاهده نشده است ، تا ظهور شخص انسان ، از هيچ حيوانى اثرى بر جا نمانده است كه توانسته باشد قطعه سنگى را بتراشد ، يا ارقام را تا ده بشمرد يا اصلًا معنى رقم را فهميده باشد .
در گير و دار عرصهء خلقت پارهاى مخلوقات به ظهور رسيدهاند كه عالىترين درجهء شعور حيوانى يا هوش يا حسيّات دقيقهء ديگر را از خود ظاهر ساختهاند .
زنبور قرمز ، ملخ را شكار مىكند و آن را در گودالى مىاندازد و به نقطهء مناسبى از بدن ملخ شروع به تخمگذارى مىكند و همين كه بچهها از تخم درآمدند از گوشت بدن ملخ تغذيه مىكند بدون آن كه يك دفعه او را بكشد ؛ زيرا در اين صورت خود آنها هم تلف خواهند شد .
زنبور اين عمل را هر مرتبه بايد با نهايت صحّت و دقّت انجام داده باشد و الّا نسلى به وجود نمىآيد .
هامش
( 1 ) - علم اخلاق : 61 .