نفوس متوسّطه : مردمى كه مقصد اعلاى آنها لذّات وهم و خيال است ، يعنى ميل رياست و شهرت و ساير موهومات و خيالات بر آنها غالب آيد تا حدّى كه اگر لذّات وهمى با حسّى معارض شود لذّات وهم و خيال را ايثار كنند و مقدم بر لذّات حسّى دارند به عكس طبقهء اوّل ، اينان در چنان مجلسى كه شرافت و آبرويشان در خطر باشد هرچند كمال لذّات پنج حس مهيّاست هرگز قدم نگذارند ؛ زيرا لذّات شرافت و آبرو و حيثيت آنان بسى از لذّات حسّى لذيذتر و شريفتر است .
بلى اگر لذّات حسّى با وهمى معارض نشوند و با هم جمع تواند شد البتّه آنها به هر دو مجذوب گشته و از هر دو بهرهمند شوند ، اما وقتى كه لذّات وهمى تعارض با لذّات عقلى كند باز آن نفوس محكوم لذّات وهمى شده و از لذّات مقام عالى عقل خود را محروم سازند .
نفوس عاليه و مستعليه : نفوسى هستند كه مقصود اصلى و غرض نهايى آنها مصروف لذّات عقلى و كمال معنوى ابدى است و همّتشان صرف ملك باقى علم و معرفت الهى و حقايق مجرّدهء عالم قدس و جهان جاودانى است و هرگاه اين لذّات با لذّات حسّى و وهمى باطلالذات معارض شود ، به كلّى از لذّات وهمى و حسّى ناقابل صرفنظر كنند و در مقام لذّات عقلانى ، آنها را چيزى نشمرند و اصلًا مجذوب آن امور ناثابت فناپذير و سريع الزّوال نشوند ؛ بلكه در درياى پرگوهر لذّات عقلى مستغرق علم و معرفت شده و مجذوب حق و حقيقت گردند و مشتاق تكميل و تهذيب نفس و سرگرم راز و نياز با معشوق حقيقى و محبوب ازلى باشند .
بلى اگر لذّات حس و وهم معارض با لذّات عقلى آنها نباشد ، البته از آن لذّات هم تا حدّى كه براى وصول به لذّات عقلى كمك و مساعد است بهرهمند شوند و در حقيقت آن دو نوع لذّت را مقدّمه و مقصود بالعرض و منظور تبعى قرار دهند كه اگر
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٦٣