با آن هدف اتّصال پيدا كند لذّت مىبرد و در صورت نرسيدن به مطلوب مادى دچار الم و درد مىگردد ، يا اگر هدف يافته بر اثر حادثهاى از دستش برود دچار الم شده و گاهى از شدّت غصّه بيمار مىشود ! !
در مرحلهء معنويّت هم همينطور است ، خداوند ، تنها هدف و مقصود نفوس زكيه و اهل معرفت است و نفوس عاليه براى رسيدن به اين مقصود حقيقى از تحمّل هر رنجى دريغ ندارند و براى يافتن محبوب خويش تا سرحدّ جان باختن پيش مىروند ، اينان از حركت در اين مسير ، بهترين لذّت را برده و فراق معشوق براى آنان سنگينترين الم است .
البته درك اين لذّت و الم معنوى بستگى به معرفت انسان نسبت به حقايق عالى عالم دارد و تا كسى با دست زدن به دامن انبيا و اوليا وارد وادى معرفت نشود ، از اين دو مقوله خبرى نخواهد يافت .
بىخبران از معارف و آنان كه هدفى جز امور مادى ندارند ، حدود الم و لذتشان ، همان حدود حيوانات است و زحمت آنان كه منحصر به امور محسوس است ، ارزشى ندارد و از رحمت مخصوص حقّ محروم و در فرداى عالم در عذاب جهنّم مخلّدند .
لذّت يعنى ادراك و وصول به امورى كه در آن كمال نفس است ( كمال حقيقى يا كمال وهمى و خيالى ) مانند ادراك و وصول انسان مثلًا به غذاى خوش و صوت و صورت زيبا و رياست و سلطنت و آمال و تخيّلات خوش و الم يا عدم لذّت است و معنى آن مقابل لذّت ، يا ضد لذّت و معنى آن ادراك امور منافر و مضادّ كمال نفس است .
به هر حال معنى الم را از لذت بايد دريافت به تقابل تضادّ يا عدم ملكه و البته به اين معنى لذّت و الم كيف نفسانى است و ذات واجب از آن منزّه است و چون
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٦١