و رياضت ، شكستن نفس است به خدمت و منع كردن نفس است از فترت در خدمت .
بايد كه هرچه نفس تو آرزو بدان كند و توانى حاصل كردن و صاحب قدرت باشى ، عنان نفس را كشيده دارى و خلاف آن كنى و ترك لذّت گيرى .
و بايد كه در راه دين منصف باشى و عيب خود را بر طبق اخلاص نهى و از عيب ديگران برى شوى و پيوسته بر درگاه خالق باشى و در نزد خلايق خود را مجرم شمرى و خود را وقف راه حق كنى و از ريا و سمعه دور باشى و هرچه به تو رسد از نيك و بد نظر تو بر خالق باشد نه بر خلق « 1 » .
قدر دل و پايه جان يافتن * جز به رياضت نتوان يافتن « 2 »
سر حلقهء عارفان اميرمؤمنان عليه السلام در آن چند بيت معروفش مىفرمايد :
دوائك فيك ولا تبصر * و دائك منك ولا تشعر
وأنت الكتاب المبين الذى * بأحرفه يظهر المضمر « 3 »
أتزعم إنّك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الأكبر
درد جسم و روح تو از نقص تو و تنپرستى و لذات جسمانى و هواى نفسانى و جهل و خودبينى تو است و تو بصيرت ندارى .
تو همان كتاب مبين خدايى كه در آن آيات قدرت و علم و حكمت و حقايق ايجاد همه به قلم قدرت الهى در آن نگاشته و هر حرفى از اين كتاب حقيقتى از حقايق عينى وجود را آشكار مىگرداند و سرّى از اسرار عالم را بر تو منكشف مىسازد .
هامش
( 1 ) - آثار درويش محمّد طبسى : 10 .
( 2 ) - مخزن الاسرار ، نظامى .
( 3 ) - شرح الاسماء الحسنى : 1 / 12 .