حارث محاسبى گفته :
سزاوار است كسى را كه نفس خود را به رياضت مهذّب گردانيده كه او را راه بنمايد به مقامات .
ابوالحسن خرقانى فرموده :
همهء چيزها را غايت بدانستم الّا سه چيز را ، هرگز غايت ندانستم : غايت كيد نفس و غايت درجات مصطفى و غايت معرفت .
جلال الدين آن عارف نكتهشناس در جلد سوّم مثنوى گويد :
نفس اژدرهاست او كى مرده است * از غم بىآلتى افسرده است
گر بيابد آلت فرعون او * كه به امر او همى رفت آب جو
آن كه او بنياد فرعونى كند * راه صد موسى و صد هارون زند
كرمك است اين اژدها از دست فقر * پشهاى گردد زمال و جاه و صقر
اژدها را دار در برف فراق * هين مكش او را به خورشيد عراق
تا فسرده مىبود آن اژدهات * لقمه اويى چو او يابد نجات
مات كن او را و ايمن شو زمات * رحم كم كن نيست او ز اهل صلات
كان تف خورشيد شهوت بر زند * وان خفاش مرده ريگت پر زند
ميكش او را در جهاد و در قتال * مردوار اللّه يجزيك الوصال
هر خسى را اين تمنّا كى رسد * موسيئى بايد كه اژدرها كشد
ابوسعيد ابوالخير در تفسير [
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ . . . ]
« 1 » مىگويد :
تا به نفس خويش كافر نگردى به خداى مؤمن نشوى و طاغوت هر كسى نفس اوست .
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 256 .