ايشان در اين حالت بايد از طبابت و قضاوت دورى نمايند .
بنابراين عمل عقلى مستلزم وصول مقدار صالحى از غذا و خون به دماغ است و اگر اين مقدار به طور كافى نرسد ، دماغ مضطرب يا شعور خود را گم مىكند و چنانچه خون ناسالم و غير صالح شد و بدن سلامت كامل نداشت فكر براى دماغ بار سنگينى است و نتائج تفكّرات مبهم و پيچيده و درهماند و در اين حال ، انسان قادر به كمك گرفتن از حافظه و مركزيّت دادن به افكار خويش نيست ، ولى اگر جسم با وجود آرامش از غذاى كافى بهرهء كامل داشت ، عقل وظيفهء خود را به بهترين وجه انجام مىدهد .
اين تاثير جسم بر قواى نفس و جنود آن ، اما از وضع نفس و تمايلات درونى نفس ، عضلات و حواس و اعضا حكايت دارند و كيفيّت خُلقى انسان و غرائز غالب بر حيوان را مىتوان از حركات عضلانى و جسمى و از وجنات و چشم به خوبى استنباط كرد .
حالت وجد و سرور از انبساط عضلات چهره و حزن از انقباض آن و گرفتگى و اخم ، صداى مؤذن يا زنگ مدرسه ، مؤمنان را براى انجام وظائف عبادى و شاگردان را براى رفتن به كلاس برمىانگيزد ، به محض اين كه نفس ارادهء عملى كرد يا خواست به نقطهاى برود فوراً دست و پا به حركت درمىآيد ، گويى جسم آلت اجراى ارادت نفس ، يا صحنهء نمايش ظهور امور و انديشههايى است كه در خاطر انسان مىگذرد .
تمام حركات ارادى دليل واضح بر تأثير نفس در بدن است ، افراط در اعمال عقلى يا روحى ، جسم را به تعب انداخته و از حال صحت منحرفش مىسازد .
ترس ، موجب خفقان قلب و لرزش اعضاء است ؛ خشم سبب اضطراب جسم ، اتساع مجارى خون ، خشكى دهان ، تغيير رنگ و عدم انتظام فكر مىشود ؛ غم ،
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٤٧