[ وَنَفْسَهُ عَنِ الشَّهْوَةِ ]
حقيقت نفس
نفس ، حقيقتى است كه وجود انسان ، قائم به اوست . نفس ، كارگردان و مدبّر كارگاه وجود و اصل و ريشهء آدمى است .
ما از واقعيّت اين موجود پر بها بىاطلاعيم و بايد گفت : آگاهى به او هم چون آگاهى به ذات موجودات ، غير ممكن است .
ولى مىدانيم كه موجوديت ما بسته به اوست و بدون او بدن جايى براى زندگى و حيات ندارد .
اعضا و جوارح نسبت به نفس ، هم چون بندگان نسبت به مولا هستند . اعضا و جوارح بدون نفس استقلال ندارند و بدون او منشأ كار و عمل نمىتوانند باشند .
كلمهء من كه بر زبان تمام انسانها ، در همهء امور جارى است ، عبارت از نفس است . فلاسفهء الهى با تكيه به وحى معتقدند كه ديدن و شنيدن ، گفتن و خواندن ، راه رفتن و ساير حركات فقط كار نفس است و چشم و گوش و زبان و دست و پا ، كارگران و ابزار اويند .
نفس در وجود انسان تابلوى تمام غرائز و صفحهء تمام اميال و منبع همه خواستههاست .
اين اميال و غرائز ، اين خواستهها و طلبها ، اين شهوات و احساسات ، به