شانزدهم : در تفسير عرفانى « روح البيان » آمده است :
مردى دچار پا درد سخت شد ، طبيب گفت : اگر پايش را قطع نكنند ، براى او خطر جانى دارد ، مريض رضايت به قطع پا داد ، ولى به طبيب گفت : وقتى آمادهء قطع كردن شدى ، من ذكرى را شروع مىكنم از مرتبهء سه به بعد مشغول قطع كردن شو . طبيب آمادگى خود را اعلام كرد ؛ مرد شروع به يا رب يا رب گفتن كرد ، در حال ذكر بود كه طبيب پايش را قطع كرد ، او هنوز مشغول ذكر بود ، به او خبر دادند كار طبيب تمام شد . گفت : پاى بريده را با احترام ببريد و در قبرستان دفن كنيد و علّت اين كه مىگويم به اين پاى بريده احترام كنيد ، براى اين است كه از ابتداى تكليف اين پاى من قدمى خلاف خدا برنداشته است ! !
اين بود شمّهاى از حال مراقبان و كردار محاسبان ، آنان كه لحظهاى از ياد حق غافل نبودند و نمىخواستند غافل باشند ، آنان كه جز خدا نديدند و غير خدا نخواستند و جز حق نداشتند ، آنان كه آبروى حيات بودند و لحظه به لحظهء عمرشان براى هر انسانى در هر مقامى كه باشد درس عبرت است ، اين بحث غفلت را به ذكر مواعظى از سعدى خاتمه داده ، اميد است خداى مهربان به ما هم حال مراقبه و محاسبه عنايت فرمايد .
اى نفس اگر به ديدهء تحقيق بنگرى * درويشى اختيار كنى بر توانگرى
اى پادشه وقت چو وقتت فرا رسد * تو نيز با گداى محلّت برابرى
گر پنج نوبتت به در قصر مىزنند * نوبت به ديگرى بگذارى و بگذرى