جايى نخواهد رسيد .
شما نمىتوانيد در بعثت انبيا و امامت امامان و عرفان عارفان و حكمت حكيمان و نصيحت ناصحان و سوز دل سوختگان ، هدفى و مقصدى جز تزكيهء نفس انسان بيابيد .
اى طالبان سعادت و اى مسافران سراى آخرت ! بياييد دست رد به سينه اين همه داعيان راه حق نزنيم ، بياييد دعوت دل سوزانهء اين بندگان شايستهء حق را قبول كرده و آيينهء نفس را براى انعكاس حقايق در مقابل آنان قرار دهيم ! !
انسان از روزى كه ديده باز مىكند و گوشش با صداها آشنا مىشود ، با محسوسات سرو كار پيدا مىكند مدّتها تصوّر مىكند ، جهان همان است كه مىبيند و صدا هم همان صداهايى است كه مىشنود ؛ نفس و تمام غرائز و اميال و خواستههايش با محسوسات خو گرفته و آن چنان با مظاهر مادى نزديك مىگردد كه گويى با ظاهر طبيعت متّحد مىشود ! !
چون به جهان تكليف و مسؤوليت نزديك شود ، بايد او را با عالم غيب ، با حساب و كتاب ، با مسئلهء مرگ و برزخ و قيامت ، با نبوّت و امامت ، با حلال و حرام ، با واجب و واجبات ، با مسائل عالى اخلاقى و اجتماعى و خانوادگى ، با حقوق حق و حقوق خلق و هر چه حق است ، آشنا كرد و از او خواست به آزادى بىقيد و شرط غرائز و اميال نفسانى خاتمه داده و از اولين دقائق تكليف ، به تمام خواستههاى نفسانىاش برابر با خواستههاى حق پاسخ دهد .
برخوردها و اختلافات انسان با خدا و انبيا و امامان و كتب آسمانى و به تعبير ديگر عزّت و ذلّت و سعادت و شقاوت انسان از همينجا شروع مىشود !
در اينجاست ، كه انسان موظف است به حقايق ديگر غير از آنچه محسوس است روى كند و از بسيارى برنامهها دست بردارد ، خويش را از بسيارى مسائل دور داشته
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 235
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٣٥