و به حقايقى بلند آراسته كند و اين برنامه براى انسان ، كار ساده و آسانى نيست .
انسان براى آراسته شدنش به مسائل الهى نياز به يك جهاد گسترده و عظيم با نفس و اميال و غرائز نفس كه فقط با محسوسات خو گرفتهاند دارد و در صورت آغاز اين جهاد ، در ابتداى راه سعادت و سلامت قرار گرفته و در صورت ادامه راه ، به رشد و كمال الهى خواهد رسيد و نتيجهء اين جهاد ، انطباق تمام خواستههاى نفس با خواستههاى خداست . اما در اين نقطه اگر راه خودسرى پيش بگيرد و حاضر نشود ظاهر دنيا را رها كند و آماده روى آوردن به عالم الهى و شؤون آن نشود ، بردهء نفس گشته و به اسارت غرائز و اميال درخواهد آمد و كشش محسوسات و عوامل شهوات ، غرائز و اميال را از حدود طبيعى خارج كرده و عاقبت انسان را دچار هواى نفس - كه همان طغيان غرائز و اميال است - خواهد نمود ! !
اينجاست كه انسان در تمام برنامههايش خارج از خواستهء الهى عمل خواهد كرد و همينجا ابتداى راه سقوط و ذلّت است و ادامه اين راه منجر به هلاكت و شقاوت ابدى انسان خواهد گشت . به همين خاطر بايد گفت : نفس ، منبع تمام پاكىها ، يا منبع تمام آلودگىهاست ؛ در صورت انطباق خطوط نفس كه همان تمايلات و غرائز است با خواستههاى الهى ، منبع پاكىها و در صورت تجاوز از حدود الهى ظرف تمام رذايل و ناپاكىهاست .
آراى ملّا صدرا در مسئلهء نفس
صدرالمتألّهين ، آن پير وارسته ، دربارهء نفس مىفرمايد :
1 - انسان با شناخت نفس به مسائل بسيارى آگاه مىشود و به اين نتيجه مىرسد كه آگاهى بر نفس سبب آگاهى بر امور ديگر است و هركس نفس را شناخت ، به شناخت ديگر حقايق راه پيدا كرده و هركس جاهل به نفس بماند ، به همه چيز