دوست ندارد .
بياييد اين واقعيتها و حقايق را به نفس خود بگوييم و او را در محكمهء نورانى عقل - عقلى كه از قرآن و معارف الهى كمك گرفته - به محاكمه كشيده و به او بگوييم : به چه علّت در اين عمرى كه از ما گذشته تو در غفلت بودى و به خاطر غفلتت ما را تا نزديك شدن به ننگ ابدى و عذاب هميشگى بردهاى !
چرا به اعضا و جوارح رحم نكرده و تا توانستهاى آنان را به رذايل و صفات قبيحه و اعمال ضد خدا آلوده كردهاى ؟ !
چرا با داشتن ظرفيّت وسيع ، خود را با آب خوشگوار معارف الهى سيراب نكرده و نسبت به حقايق تشنه ماندهاى ؟
به چه خاطر با قرآن تماس نگرفته و آراسته به اخلاق انبيا نشده و از اوصاف امامان بزرگوار در تو نشانى ديده نشود ؟
در بقيهء عمر مىخواهى چه كنى و از اين همه وسايل و ابزارى كه خداوند حكيم در اختيار تو گذاشته ، قصد دارى چگونه بهرهبردارى كنى ؟
واى بر تو اگر با بودن اين همه حجّت حق ، با روشن بودن نور نبوّت و امامت ، با در دست داشتن قرآن و كتب مشحون از حقايق ربّانى ، بيدار نگشته و بينا نشوى .
اين تويى كه سعادت و شقاوت من در گرو وضع تو است . آن مقدار كه خواستى گناه كردى و از نعم مادّى هرچه خواستى به چنگ آوردى . در بقيّهء عمر هم چيزى جز تكرار اين مسائل نخواهى ديد ، پس زمان علاج امراضت و درمان دردهايت و آراسته شدنت به آنچه بايد آراسته گردى چه وقت است ؟ ! تو مىدانى كه تو و هرچه از اعضا و جوارح وابسته به توست ، جز يك مسافر چيز ديگرى نيستى و مجموع سفرت از ابتدا تا انتها شش منزل است : صلب پدر ، رحم مادر ، فضاى دنيا ، ظلمات قبر ، صحراى محشر و بهشت يا دوزخ و اكنون تو در منزل سوّم كه
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٠٥