و سيرت و صورت عمل را كامل بياورد و بداند همچنان كه خلق مطّلع بر ظاهر عملند ، خالق حكيم و خداى دانا هم مطّلع به ظاهر عمل و هم آگاه به باطن عمل است ، و چيزى در اين درياى موّاج آفرينش از نظر آن جناب پنهان نيست .
چون عبد ، آراسته به اين دو نظر شود ، عمل براى او و مطابق با دستور او انجام مىگيرد و انسان با اين دو نظر در همهء عمر از افتادن در خطر مصون خواهد ماند و هيچ عملى از اعمال او به هدر نرفته و در نزد حضرت حق بىمزد و اجر نخواهد ماند و از همه بالاتر با اين دو نظر هر انسانى از آلوده شدن به گناه و قرار گرفتن در دامن شيطان و افتادن در دام خطرناك هواى نفس در امان خواهد بود .
لازم است اين دو را با تمرين و رياضت و با كمك گرفتن از عنايت حق بدست آورد كه بدون توجّه و مراقبت نسبت به هر فعل و هر عملى ، براى انسان جز خسارت چيزى نخواهد ماند .
و به قول مغربى آن عارف بلند قدر :
سبو بشكن كه آبى نى سبويى * زخود بگذر كه دريايى نه جويى
ز خود او را طلب هرگز نكردى * اگرچه سالها در جستجويى
كه را مىبينى از خود مىنپرسى * كه را گم كردهاى آخر نگويى
كلاه فقر را بر سر نيابى * مگر وقتى كه ترك سر بگويى
كجا بر كوى او رفتن توانى * كه طفلى در پى چوگان و گويى
تو يك رو شو كه آيينه چو طومار * سيهرو گردد آخر از دورويى
جلال الدين مولوى كه مبيّن قسمتى از حقايق است مىگويد :
هركسى ز اندازه روشن دلى * غيب را بيند به قدر صيقلى
هركه صيقل بيش كرد او بيش ديد * بيشتر آمد بر او صورت پديد
گر تو گويى آن صفا فضل خداست * نيز اين توفيق صيقل زآن عطاست