[ أَلا تَرى أَنَّ الْعَبْدَ إِذا ذَكَرَ اللّهَ تَعالى بِالتَّعْظيمِ خالِصاً إِرْتَفَعَ كُلُّ حِجابٍ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللّهِ مِنْ قَبْلِ ذلِكَ ]
مسلّم است وقتى بندهاى خداوند را با كمال خلوص به آن عظمتى كه هست ببيند ، هر حجابى كه قبل از اين ديدن و قبل از اين مشاهدهء واقعى بين او و خداوند بوده برداشته مىشود .
انديشه در تمام موجودات عالم و تفكّر نسبت به خالق موجودات ، انسان را به اين نتيجه مىرساند كه كليّهء مخلوقات عالم اعم از مخلوقات غيبى و شهودى ، فقر محض و احتياج صرف و تعلّق خالص و سايهاى بيش نيستند . با درك اين حقيقت چگونه انسان عارف مىتواند موجودى را هرچند به ظاهر بزرگ باشد - بزرگ و عظيم ببيند و از طرفى وقتى با ديدهء دل و چشم عقل به آفرينندهء اين دستگاه حيرتآور نظر كرد مىيابد كه حضرت او كمال محض و داراى صفات ثبوتيّهء بىنهايت در بىنهايت است و جز عظمت و بزرگى چيز ديگرى در آن ساحت مقدّس مشاهده نمىشود . اينجا است كه دل از همهء موجودات فقير و كليّهء اين نمودها و سايهها آزاد شده و غرق در تعلّق خالص نسبت به جانان خواهد گشت و جذبه و كششى جز جذبهء معشوق واقعى در ميان نخواهد ماند و انسان فكر و ذكر و عشق و ورد و معشوقى جز حضرت حق برايش نخواهد بود .
در اين مقام انسان فقط و فقط در ميدان فى اللّه و باللّه و من اللّه و إلى اللّه و على اللّه قرار دارد و الهى محض و خدايى صرف است و همين معناى رفع حجاب بين
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٤٩