و زر به عمل مىآيد ، در هر اقدام و هر كار مسئلهء اساسى و شرط نخستين همانا بدست آوردن پول است و بس .
هر كارى كه بيشتر براى بدست آوردن پول خدمت كند ، به هر نام و به هر وسيله و نحو باشد ولو هزاران مردم ديگر را بىنان سازد و يا به خطر جانى و مرگ بيندازد ، مشروع و مجاز ديده مىشود .
در نتيجه از ميان رفتن رادع اخلاق و آمر وجدانى و مانع درونى و دينى ، اكثريت مردم مغرب زمين ، كارى و خيالى و فكرى جز جمع كردن سيم و زر و جز هوسرانى و نفسپرستى و پر كردن شكم و ربودن و غارت كردن مال يكديگر به هر اسم كه باشد ندارند و وظيفهاى براى خود نمىشمارند .
اگر اين اوضاع ، حداقل همهء افراد يك ملت را از نظر مادى خوشبخت مىكرد ، باز مىتوانستيم بگوييم كه بگذاريد اين مردم نادان ، كه به زندگى ديگر و عالىترى عقيده ندارند در اين چند روزهء عمر خود يك زندگى خوشى داشته ، خوشبخت و بىخبر زيست كنند ، لكن بدبختانه از اين خوشبختى ظاهرى و مادّى نيز اثرى و بويى پيدا نيست ! !
اين غفلت و نادانى و نابينايى فقط نتيجهء پيروى از يك تربيت ناصحيح است ؛ تربيتى كه بر پايه معلومات ناقص فنون مادى و طبيعى و فلسفهء مادّهپرستى بنا شده است و در اين تربيت براى حيات دينى و مكارم اخلاقى و معلومات معنوى و حقايق علوم روحى و احكام آسمانى ، جايى نيست .
اين است اوضاع ناگوارى كه در نتيجهء شيوع فساد در تمدّن غرب ظهور نموده است و بعضى از متفكّران از آن به شيطان يا دجّال تعبير مىكنند و اين اوضاع را علامت انقراض تمدّن غرب مىشمارند ؛ زيرا از روى تاريخ مىبينند كه ملّتهاى قديم همواره در نتيجه شيوع فساد اخلاقى و ظاهرپرستى و تسلّط حرص و آز از
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٤٧